این روزهای من و نی نی
من و نی نی همین امورز وارد هفته 32 شدیم، یعنی 9 هفته دیگه نهایتا این سفر دونفرمون تموم میشه و نی نی با ی شخصیت مستقل زندگی رو واسه خودش شروع میکنه جدای از مامان،
فعلا هم که خبر خاصی نیست جز اینکه یهو به این فکر افتادم چی خیلی کم و کسر دارم برم بخرم عایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ی چیز دیگه هم هست اینه که خیلی زود ناراحت میشم و بهم برمیخوره از رفتارها و حرف های همسر بینوا، خودمم میدونم کارام از روی منطق نیست ولی خب دلخور میشم دیگه چیکار کنم. مثلا همین دیشب ساعت حدود 11 و 45 دقیقه تلفنش شروع کرد به زنگ زدن و ایشونم البته چون شب قبلش شیفت بود خواب بود، صداش کردم گوشیت زنگ میخوره، بلند شد و گوشی رو قطع کرد ولی اونی که پشت خط بود ولکن نبود و هی زنگ میزد، ازش پرسیدم کیه این وقت شب ؟ جوابی نداد، دفعه بعدی که طرف زنگ زد عصبانی شدم و گفتم کدوم نفهمی این موقع داره زنگ میزنه بازم جواب نداد ، منم رفتم توی فاز و هزار و یک جور فکر احماقانه، حالا میدونمم که همسر من وقتی میاد خونه ساعت از 9 بگذره دیگه تلفنی کسی رو جواب نمیده و میگه تو که کنارمی بقیه هم باید بدونن الان وقت تلفن زدن نیست حتی خانواده خودش رو ، میدونمم الان واسه بحث انتخابات با دوستاش وقتشون پر هست و این تلفن هم قطع به یقین توی همون زمینه هست ولی خب میگم منطق بینوام دیگه قادر به قانع کردنم نیست ضمن اینکه من هیچوقت روی تلفن های همسر اصلا کنجکاو نبودم و حتی وقتی تلفنش زنگ میخوره و مثلا خوابه یا بیرون از اتاق و... نگاه به صفحه گوشی هم نمیکنم ببینم کیه چون تلفن همراه هست و شخصی، ولی اینبار اخمام رفت تو هم، لپام پر باد شد و صدام پر بغض و گرفته، بعد دو ساعت کلنجار رفتن با خودم ، بلاخره تونستم روانم رو آؤوم کنم و بخوابم، حالا همسر مثل پسر بچه بیگناه مدتها بود خوابیده بود هاااااااااااااااااااااااا، ولی شانس آورد مثل دو شب پیش ی چندتا مشت محکم نثارش نشد بس من رو ناراحت کرده بود، خلاصه این وسط هرجور بود در مقابل این خواسته مقاومت کردم وگفتم گناه داره امشبم باز شیفته و ی دیشب رو فرصت داشت ی خورده بخوابه
ظهرانه نوشت:
صبحی که از محل کار به همسر زنگ زدم بازم این هورمون های بارداری ریختن روی اعصاب مغزم و هی گفتن بپرس کی بود کی بود :)))))))))))) پرسیدم و همسر متعجب از اینهمه پیگیری من گفت دوستان مستقر در ستاد :)))))))))))) خودم میدونستم البته