جای لغمان خالی واسه ادب آموزی !!! آی لغمان آی لغمان
آقا من دیروز توسط یکی از همکاران محترم و عزیزمممممممممممممممم متوجه این وبلاگ شدم
http://mar / ( آدرسش رو گذاشته بودم ولی بعد تصمیم عوض شد ، گفتم ی وقت یکی از شماها وسوسه نشه بره و وقت عزیزش رو اونجا تلف کنه :) )
رفتم و بیخود وقت ارزشمندم رو گذاشم و ای ی خورده هم توی دل خنگولم بهش حق دادم که ای داد بنده خدااااااا ، ولی خب همون دیروز واسش نوشتم که جناب شما جایی از نوشته هاتون ندیدم نوشته باشید همسر محترمتون رو دوست دارید و فقط نوشتید ایشون رو تحمل میکنید و این رو به کرات دیدم توی نوشته هانون ، پس چه انتظار عشقی دارید از جانب اون خانوم ، ضمن اینکه ایشون حتما خلق و خوشون اینه و تغییرش هم مطمئنا سخته واسشون ( بماند که توی دلم گفتم حتما ی چیزی هست که به قول ایشون اون خانوم یهو و بیخود بدخلق میشه آخه مغز نخودی کی باورش میشه که ی زن یهو جو پر از مهر خونشون رو آشفته کنه و بدخلقی کنه )، این تا اینجای قضیه ، امروز صبح همکار جان گفتن سر زدی ببینی ایشون چی نوشته ؟ گفتم نه ! و بعد متوجه شدم که جنابشان فرمودن ازدواج موقت فرمودن ، رفتم خوندم و براشون نوشتم که پس جناب آقای همه چی تموم و خیلی خیلی فهمیده ، تمام اون مطالبی که نوشته بودی و هر عیب و ایرادی رو میتونستی در ی انسان پیدا کنی به همسرت نسبت داده بودی در حقیقت ننه من غریبم بازی بوده برای پوشوندن هوسبازیهات ، وگرنه ی زن تنبل و شلخده و همیشه در حال خواب و کسل و بیحال و درحال تلوزیون دیدن و بداخلاق رو که احترام همسرشم نگه نمیداره و فقط خوبیهاش خوندن نماز اول وقت هست و دعوا و قهر با شوهرش به دلیل اینکه نماز صبحش قضا شده ، کسی به عنوان نون خور اضافه تو خونش نگه نمیداره و بره سراغ ی خانوم همه چی تموم و زیبا و صاحب خونه و ماشین و ایجاد ی خرج جدید برای خودش ، ایشون نظر من رو پاک کردن که خب معلومه چرا و بعد اونم تحریر فرمودن هم نظرات بی ادبانه رو دیلت کردن و هم آدرس شونرو و ... چیدونم ( این پست جدید رو نخوندم چون اصلا حاظر نیستم ی دقیقه دیگه وقتم رو اونجا تلف کنم و فقط از طریق همکار باخبر شدم ازش ) خلاصه اومدم عرض کنم خدمت ملت که ، ای ملت ، بعد این وقتی از دست تنبلی های همسرتون دنبال ی راه حل گشتین ( البته اونم درصورتی که ی نفره مسائل رو مطرح کردین و همه چیز رو به نفع خودتون تموم کردین و خوشحال از قضاوت خودتون برگشتین و به قول مامان بزرگ مرحوم من یکه به قاضی رفتین و خوشحالم برگشتین ، حتما بگردید دنبال ی خانوم خوشگل و دارای خونه و ماشین ، مشکلتون حل میشه و اونوقته که به خودتون میبالید که من صاحب دو گوهرم الان و برتر از خیلی ها و موندم توی شعور اون خانوم خوشگله صاحخب ماشین و خونه که که خب خوشگل خانوم تو که همه چی تمومی واسه چی رفتی نشستی رو خرابه های ی زندگی دیگه ، مگه اینکه تو هم داری همه چی تموم بودن رو نمایش میدی یا اینکه تو هم ی موجود هوبسازی و این صفت تنها مختص مردان نیست
برو خوش باش جناب ، منم نیازی ندارم به ثبت نظرم ، همینقدر که حرفم رو به سمع و نظرت رسوندم کافی بود ولی خب حس کردم خیلی های دیگه هم باید ببددونن چه خبره ، حیف واللللللل



گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم