مهمونی
دیشب دعوت بودیم خونه رفیق گرمابه و گلستالن همسر جان، ایشون و همسرشون همشهری همسر هستند که اومدن مشهد، بنده خدا خانومش خیلی حس غریبی میکنه مشهد و تقریبا هر ماه یکی دو هفته همراه با دختر کوچولوش میره شهرشون و شوهرش تنها میمونه، قبلا که همسر مجرد بود :) بعضی شبها که دوستش تنها بود میرفت پیشش ولی خب الان دیگه نوشه :)))))))))))))))
به هرحال مهمونی خوبی بود، این دوست همسر هم مثل خودش اهل فلسفه و بحث و.............. وباشد و کل شب همه با هم داشتیم در مورد موضوعات مختلف بحث میکردیم و میزدیم توی سر و کله هم :)))))))))))))))))))))
آقا ی چیزی از دیشب مونده رو دلم، من ی کیک شکلاتی بزرگ خریدم و بردیم با خودمون همش هم توی راه به همسر میگفتم خدا کنه موقع اومدن ی کم ازش رو بدن خودمون ببریم خونمون ( بین خودمون بمونه موقع خرید اشتباه کردم و ی کیک بزرگ برداشتم چیزی که فکر کنم ی هفته زن و شوهر و دخترکشون بخورن بازم تموم نشه) اما اصلا باز نکردن جعبه کیک رو و ی قاچ هم بهمون ندادن بخرویمممممممممممممممممممممممممممممممم، من از کیک دیشبی میخوام الاننننننننننننننننننننننننن
پینوشت
آقا دیشب یک فقره زن برادر بدجنش شدم:))))))))))))) خیلیم خوب کاری کردم
خانوم دوست همسر موقع اومدن بهمون ی بسته هدیه داد به عنوان پاگشا فکر کنم :)))))) اومدیم خونه دیدیم بنده خدا ی چادر رنگی مجلسی گذاشته برای من و ی قواره فاستونی برای شلوار مردونه برای همسر، منم از سر بدجنسی به همسر گفتم حالا این پارچه چادری رو ببین و اونی که خواهر جونت دادن به من رو ببین، عزیزم من قصد ندارم هی بگم خانوادت فلان ولی خب خودت انصافا بگو اون پارچه ی جور توهین نبود ؟ کسی که ایشون رو مجبور نکرده بود چیزی بده به ما که
آخه این خواهرشوهر جان محترم در اولین حضور ما در منزلشون ی پارچه چادری داده بود به من که به لعنت خدا نمی ارزید و بسی بسیار عصبانی بودم که گفتم واسه عید میدم به دختر خودش و مامانم اینقدر قربون صذقه من رفت و گفت و گفت تا منصرفم کرد و به عنوان ی راه حل گفت حالا نمیخوای به عنوان چادر ازش استفاده کنی ی چیز دیگه بده است بدوزن، منم تبدیلش کردم به رو تشکی، مامانم گفت میاد میبینه زشته، گفتم اتفاقا میخوام ببینه، یعنی بیاد خونمون هرجوری هست این تشک رو نشونش میدم تا یاد بگیره با من دیگه اینجوری نکنه :))))))))))))))))))))))))))))))) ی عمر مامان من گفت کسی هدیه یمبره یا در شان خودش میبره یا شان طرف مقابل، بازم میگم من توقع هدیه ندارم ازشون ولی خب انتظار دارم وقتی خودشون قصد اینکار رو دارن پس با دادن هر جسارتا آشغال و چیز بی ارزش به من توهین نکنند و بعد هم متوقع باشن از من که خب ما که هر رسم و هر کاری که باید رو انجا دادیم و خدا رو شکر دیگه و........ به هرحال به همین نحو جبران خواهد شد واسشون شاید رستگار شوند