این روزهای من و نی نی
یعنی این دکتر های محترم زنان من رو دارن عملا روانی میکنن
Mah, [۲۶.۰۱.۱۷ ۱۱:۰۶]
گفتم دکتر متخصص ژنتیک بعد غربالگری اولم گفت توصیه میکنم چون بالای 35 هستی برو آمینو سنتز که خب خودم گشتم و پرس و جو کردم و دکترم گفت نه لازم نیست چون ما معمولا درصورتی که مادر بالای 40 سال باشه و یا غربالگریش مشکل داشته باشه میفرستیم واسه آزمایش آمینو سنتز. خلاصه نرفتم، خانم دکتر محترم غربالگری دوم رو واسم زد توی هفته 18
دو روز قبل من رفتم پیش ی ماما که باسابقه است و از فرانسه مدرک گرفته و کلی تعریفش رو شنیدم، ایشون هم قرص هام رو دید و هم نتایج غربالگری رو . گفت حالا که نرفتی آمینو سنتز برو پیش خانم دکتر... که متخصص جنین شناسی هست و....
فرداش اومدم شرکت همکارها موضوعی رو تعریف کرد از یکی از آشنایانشون که باردرایش با من همزمان هست تقریبا توی هفته 16 رفته غربالگری دوم و متاسفانه گویا ی مشکل کوچولو دیده شده و فرستادنش آمینو سنتز و این من رو ی کم نگران کرد که هفته 18 دکتر گفته بود برو، درضمن همکارم گفت این آشنای عزیز از اول داره قرص یدوفولیک ( اگه درست نوشته باشم) میخوره به تو هم دادن و من متعجب گفتم نه، حالا جالبه توی غربالگری اول ید من خیلی پایین بود که خود خانم دکتر حسابی تعجب کرد و واسم قرص نوشت ( دی سی فکر کنم با دوز خاطرم نیست 5 هزار یا 50 هزار ) کلا من با اسم داروها مشکل دارم و اصلا اسمشون یادم نمیمونه :))))))))))))))))))))))) و گفت هفته ای یکی بخور
خلاصه دیروز ی خورده نگران شدم و از ی دکتر آقای با تجربه وقت گرفتم و رفتم پیشش، ایشون گفت البته که غربالگری اولت خوب بوده ولی خب با توجه به کمبود یدت توی 3 ماه اول اونم اینجوری و تا این حد وحشتناک و سنت همین امشب سونو غربالگریت رو برو انجام بده و تونستی همین امشب والا فردا صبح برو واسه آزمایشش که اگر خدای نکرده مشکلی بود بشه سریع ی فکری بکنیم، بعد داروهام رو دید و دعوا که چرا همچین قرصی داده بهت اونم چرا هفته ای ی بار، من این قرص رو هر ماه ی بار به مریض میگم بخوره و چرا از اول بهت اون قرص یدوفولیک رو نداده و................، خلاصه اینقدر استرس داشتم فشارم شده بود 13، حالا این وسط دکتر گفت برو روی تخت صدای قلب بچه رو بشنوم مگه صدایی میومد از این وروجک، هیچی، دکتر هم فکر کنم دیگه داشت نگران میشد هی با من حرف میزد هواس من رو پرت کنه که بلاخره ی صدای ضعیف اومد دکترم خندید گفت دختره حتما که قلب نداره، بعدم گفت همین امشب حتما برو سونو و جوابش رو واسه من بیار
رفتم سونو که خانم دکتر مهربونی داشت و حال من رو که دید گفت چیه؟ بچه اولته چرا اینقدر خسته و بدون شور و نشاطی، گفتم آخه این بینوا چه گناهی کرده مامانش دیر ازدواج کرده و حالا همه به خاطر سن مامانش میگن شاید نباید بمونه توی دنیا، ی نگاهی به دفترچه بیمم کرد و گفت تو که سنت خوبه ما بالای 40 هم الان باردار داریم واسه بچه اول، این حرفا چیه و بعدم کلی انرژی مثبت داد بهم و آخرشم گفت بچت سالم سالمه، اصلا نگرانش نباش
امروزم رفتم آزمایش دادم، تا ببینیم خدا چی میخواد واسه من و نی نی وروجک