این روزهای من و نی نی
دیروز بعدظهر رفتم پیش مامای محترم برای چک آپ ماهیانه،و ایشونم از وضعیت موجود منهای وزن من راضی بودن و برای دو هفته دیگه یعنی 17 خرداد وقت مراجعه مجدد گذاشتن
راستش من ی خورده ترسیدم و استرس دارم چون بچه 5 شنبه و جمعه و شنبه قبل ی کم تحرکش کم شده بود و ضدت ضرباتش هم کم رفتم زایشگاه بیمارستان نزدیک خونه که گفتن باید ی نوار قلب بگیریم از نی نی و خب اینکار طولانی شد و این وسط ی بنده خدایی هم نزدیک زایمانش بود و خلاصه خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل و حال و هوای من :)))))))))) البته چیزی که خیلی ناراحتم کرد برخورد نچندان مناسب ماماهای شیفت بیمارستان بود با اون خانوم بنده خدا، ایشون هی التماس میکرد بهش مسکن بزنن و اینا هم دعواش میکردن و با لحن بدی بهش میگفتن زایمان مسکن نداره، من اصلا نمیخوام بگم کدوم طرف حق داره و کدو طرف نه، ولی خب فکر میکنم کسی که تحت فشار مداوم درد باشه دیگه منطقی واسش نمیمونه که بخواد منطقی فکر بکنه و منطقی حرف بزنه، پس چرا باید با اون بنده خدا دعوا کرد و با لحن تند سرش داد کشید و..... و صد البته خدا رو شکر کردم با ی مامای خصوصی میرم تا کمتر نگران دعوا و بدخلقی باشم ( درضمن این بیمارستان خصوصی بود نه دولتی)
از سرکار خانم ماما پرسیدم شیردوش برقی بخرم، فرمودن نخیر چرا میخویا بری 400 تومن هزینه کنی که بعدشم ی بار که عصبی هستی بخوای شیر بدوشی و دردت بیاد و شیردوش رو پرت کنی اونطرف و بعدشم دیگه اصلا ازش استفاده نکنی، بزار بچه دنیا بیاد لازم بود ی دستی بخر کفایت میکنه
درمورد چرب کردن شکم و اینا پرسیدم گفت اصلا لازم نیست
درمورد خوردن عرق کاسنی برای اینکه بچه بعد تولد زردی نگیره پرسیدم بازم مخالف بودن و گفتن ببین مامان جان همه میخورن و همه بچه هاشون زردی دارن بعد تولد پس اصلا لازم نیست چون بچه ی موجود جدا و منفصل از بدن تو هست
خلاصه فعلا من و نی نی داریم خودمون رو آماده میکینم برای ی اتفاق بزرگ، سعی هم میکنیم استرس رو از خودمون دور کنیم
شما هم دعا کنید واسمون